تبليغاتX
اوهـام - نفیسه و حجت را آزاد کنید - اولین پیش شماره اوهام هفتگی
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
اولین پیش شماره اوهام هفتگی

صفحه اول

 

 

-----<<  اوهام اجتماعی >>----- 

 

نقدی بر بازپس گیری لایحه دولت خاتمی

 

حریم خصوصی ؟!

 

حریم خصوصی

 

اوهام هفتگی – مهراوه خوارزمی : لایحه حمایت از حریم خصوصی مردم ، بی هیچ توضیحی و بی آنکه دولت خود را موظف بداند که دلیل و برهانی در این مورد به نمایندگان مردم ارائه نماید ، از مجلس باز پس گرفته شد . اتفاقی که دیگر پس از تجربه ی حرکت های انقلابی دولت جدید در ابطال کارهای انجام شده و عقب گرد از برنامه ریزی های دولت های پیشین، نظیر آنچه در مورد ساعت رسمی کشور انجام شد ،عجیب به نظر نمی رسید .

با این حال پس از انتشار خبر استرداد لایحه مذکور شاهد نقد ها و اظهار نظر های متفاوتی از سوی صاحب نظران و اساتید حقوق بودیم ، برخی به شدت این عمل دولت احمدی نژاد را مذمت می کردند و عده ای دیگر با اعتقاد به اینکه این لایحه تنها موجب قانون گذاری های موازی در مورد حریم خصوصی خواهد شد به توجیه حرکت دولت پرداختند .

در هر صورت از دیدگاه نویسنده این نوشتار نکات قابل توجهی در این خصوص وجود دارد که شاید گاهی از نظر دور بماند :

در اولین برخورد با خبر باز پس گیری بدون ارائه توضیح لایحه مذکور می توان تصور کرد که این یک تاکتیک  سیاسی رایج در دولت آقای احمدی نژاد است اما حقیقتآ این گونه نیست .دولت می داند که اگر همچنان به این شیوه عمل کند ارتباط مثبتش را با مجلس همسوی خود از دست خواهد داد ، بی شک نمایندگان مجلس از اینکه نادیده گرفته شوند خشنود نخواهند بود شاید بر همین اساس است که وقتی تنها چند روز پس از باز پس گیری لایحه حریم خصوصی ، دولت تصمیم به استرداد لایحه دیگری از لوایح ارائه شده از سوی دولت خاتمی به مجلس( لایحه توسعه مناطق آزاد تجاری_ صنعتی قشم و چابهار ) می گیرد ؛ قاضی زاده _ معاون وزیر دفاع به عنوان نماینده دولت در صحن علنی مجلس حاضر می شود و به توضیح

اشکالات موجود می پردازد . هر چند که با توجه به روند متداول در تصویب لوایح می شد که اشکالات وارد بر آن را در کمیسیون مربوط بررسی و رفع کرد .بنا بر این آنچه از این برخوردهای دوگانه نتیجه می توان گرفت این است که اصولآ دولت برای استرداد لایحه حریم خصوصی مستندات قابل بیانی نداشته است ، البته نه به این معنی که حرکت بی دلیلی انجام شده بلکه شاید دلایل آن قابل طرح در صحن علنی مجلس و در برابر وجدان جامعه نبوده است . هر چند روز پس از این اتفاق مسئولان وزارت دادگستری به شکل غیر رسمی و در اظهارات خود علت را موازی بودن مفاد لایحه حریم خصوصی با بخش نامه در حال اجرای رییس قوه قضاییه و لایحه حقوق شهروندی دانستند و همچنین مطابق بند (ه) ماده 130 قانون برنامه پنج ساله چهارم ، قوه قضاییه را مسئول ارائه لایحه حفظ و ارتقای حقوق شهروندی و حمایت از حریم خصوصی افراد در راستای اجرای اصل 20 قانون اساسی دانستند که خود می تواند موجب بحث های تازه ای باشد .

اولآ اگر مطابق نظر بعضی ها قوانین موجود در این خصوص کفایت می کند چرا قانون گذار نیاز به ارائه لایحه ارتقا  را ابراز کرده است از سوی دیگر طرح لایحه مذبور از سوی قوه قضاییه چرایی هایی را در ذهن ایجاد می کند،زیرا لایحه مسترد شده حمایت از حریم خصوصی از سوی دولتی عنوان شد که در شرایط ضعف حضور نهاد های مدنی ، نقش ضربه گیر و  حایل میان مردم و حاکمیت را ایفا می کرد ، بنا بر این دولت سعی داشت تا با نهادینه کردن حقوق و آزادی های مشروع مردم از آنها در مقابل بدنه حاکمیت حمایت کند در حالی که در شرایط موجود علاوه بر این که جریان فکری حاکم بر قوه قضاییه نتوانسته است تا کنون در برابر افکار و اندیشه های متضاد با خود بی طرفانه قضاوت کند ، دولت جدید نیز به عنوان یک جریان همسوی حاکمیت ، دیگر آن عملکرد پیشین را از دست داده است و حتی با آوردن لوایحی نظیر لایحه اصلاح قانون وزارت اطلاعات* مبنی بر افزایش اختیارات وزارتخانه مذکور و تفویض اختیارات ضابطین قضایی به نیروهای امنیتی خود به عنوان تهدیدی برای حریم خصوصی مردم مطرح خواهد شد (!) چرا که در جو امنیتی موجود ، آنچه در اولویت قرار خواهد گرفت حفظ و صیانت از جریان حاکم بر جامعه است ، مبادا کسی نجوایی کند که موجب تهدید حاکمیت شود . حال قضاوت کنید اگر قانونی که قرار است از مردم در قبال قوه قهریه حاکمیت حمایت کند، از سوی همان دستگاه تبیین شود چه بر سر اندیشه ها و آراء متضاد و نیز مردم در مظان اتهام خواهد آمد .

بحث بر سر این نیست که شرایط به نحوی اعمال شود که جامعه به سوی هرج و مرج سوق پیدا کند و یا در موارد لزوم این امکان وجود نداشته باشد که دستگاه قضایی و انتظامی به  وظایف خود عمل کند ، بلکه بحث بر سر حدود و شرایط کنش میان حاکمیت و زندگی خصوصی مردم است ، چرا که به اذعان بسیاری از اساتید علی رغم وجود قوانین مصرح در قانون اساسی و نیز قوانین مکمل آن مشکلات فراوانی در اجرای قانون و تعبیر مفاهیم کلی آن بوجود آمده است،  آن چنان که حسین عسگری راد _ مدرس دانشگاه - با اظهار تاسف نسبت به از بین رفتن قبح ورود به حریم خصوصی افراد می گوید : " در جامعۀ ما برای ساده ترین مسایل ، حکم ورود به منزل اشخاص صادر می شود " و یا آیت الله هاشم هاشم زاده هریسی - عضو مجلس خبرگان رهبری - با حرام و ممنوع دانستن شرعی و قانونی تحقیق ، تفحص ، استراق سمع و ورود به حریم خصوصی به دلیل مخدوش شدن حقوق افراد اظهار می دارد که : " متأسفانه برخی اوقات این گونه تفحص ها در حریم خصوصی اشخاص با توجیه حفظ اسلام و نظام صورت می گیرد ، در صورتی که همین شیوه عمل خود موجب بر اندازی است ". عباس شیخ اسلامی _ مدرس حقوق_ نیز ضمن ضروری دانستن تصویب لایحه حریم خصوصی خاطر نشان می کند :" به موجب ماده 97 آیین دادرسی کیفری مصوب سال 78 تفتیش و بازرسی تنها در مواقعی مجاز است که بتوان با اعمال آن از تضییع حقوق اشخاص دیگر جلوگیری کرد  اما به لحاظ ابهام این ماده با این بهانه که تفتیش مهم تر است گاهی اوقات برای جرایم کم اهمیت نیز حکم تفتیش صادر می شود"

اظهارات بهمن کشاورز _عضو هیئت مدیره کانون وکلا_ نیز سویه ای دیگر از مسئله را عیان می سازد ، وی می گوید : " هر گونه تحقیق و تجسس فاقد دستور مقام قضایی صالح از حریم خصوصی افراد جرم محسوب می شود و به این لحاظ مسکن افراد از هر حیث مصون از تعرض است و منظور از مسکن و منزل جایی است که فرد در آن زندگی کرده و محل آرامش وی محسوب میشود، اگر حتی یک خرابه و یا یک زمین محصور با چهار شاخه چوب باشد . " حال با توجه به این نظر باید پرسید که در شرایط فعلی جامعه منظور از مآمن و محل آسایش در منظر قانون چیست ؟ آیا منظور همان مثال رایج میان مردم یعنی چهار دیواری اختیاری است ؟ ، که در این صورت میان خانه و محل کار شخصی افراد نمی توان تمایزی قائل شد . از سوی دیگر باتوجه به شرایط جدید جامعه ، افراد جامعه کمترین زمان ممکن را در خانه هایشان سر می کنند آنها از سپیده صبح تا پاسی از شب را در تکاپوی کار و فعالیت های اجتماعی خارج از حریم خصوصیشان - به زعم قانون - می گذرانند ، بنا بر این شایسته است که در تعریف حریم خصوصی تجدید نظر لازم صورت گیرد ، زیرا با رشد اجتماعی انسان و حضور مدرنیته در فضای معرفتی او این تعریف تغییر یافته است . دیگر فقط این چهار دیواری و اندرونی خانه نیست که باید از آن صیانت کرد ، بلکه اندیشه و تفکر و اعتقاد هر انسان سرایی است که حرمت آن به میزان شرافت ، ناموس و چهار دیواری اختیاری است ، مگر آن که در شرایطی انسان اندیشمند بخواهد آگاهانه و به اختیار اندیشه اش را در میدان تضارب با آرای دیگر قرار دهد و بر اساس عقل و منطق به اندیشه عقلایی تر روی کند .بنا بر این از انسان امروزین با این مقتضیات نمی توان توقع داشت که چیزی را که تا این حد برایش قدر و مرتبه دارد بر هر پایه ای و با هر مصالحی بنا کند. او حق دارد که تمامی اندیشه های متفاوت دیگران را به عنوان مواد اولیه در پیش رو داشته باشد ، حق دارد که از دولت و دستگاه حاکم ویترینی سانسور نشده از کتاب و نشریه و … طلب کند . به انسان امروزین که دیگر دنیای مجازی اینترنت جزء جدایی ناپذیر زندگی اوست و  وبلاگ و سایت و…. برایش حکم چهار دیواری شخصیش را دارد که گاه جز در آنجا آسایش و آرامشی نمی یابد ، نمی توان گفت که چهار دیواریت را به راحتی و بدون حکم هیچ مرجع قانونی فیلتر کرده ایم و حتی خودت هم امکان دسترسی به آن را نخواهی داشت . از همین رو است که ارائه تعریف جدید از حریم خصوصی لازم به نظر می رسد لازم است که محدوده اختیارات حاکمیت  در برخورد با آرا و اندیشه های مختلف و گاه مخالف مشخص شود ، تاحریم اندیشه های مکتوب و فضاهای مجازی به این راحتی عمومی محسوب نشود و بی هیچ قاعده مندی زیر بلیت حاکمیت و دولت قرار نگیرد ، نکته ای که نمی دانیم تا چه حد در لایحه ارائه شده از سوی دولت اصلاح طلب خاتمی مورد توجه قرار گرفته بوده است؛ تنها می دانیم که حاصل دو سال کار حقوقی و فنی دقیق معاونت حقوقی دولت خاتمی با بیش از 32 جلسه کاری معاونت حقوقی و ده ها جلسه بحث و بررسی در کمیسیون های فرعی و اصلی لوایح دولت لایحه ای بوده است که سعی شده بود نهایت انطباق را با حقوق اجتماعی شناخته شده در مورد حریم خصوصی مردم داشته باشد ، لایحه ای که دولت اصلاحات تلاش کرده بود تا با ارائه آن از حریم خصوصی منازل ، محل کار ،مبادله اطلاعات (مکاتبات سنتی، ایمیل ، تلفن و …) و حریم جسمانی مردم حمایت کند و آنها را از دست اندازی های سلیقه ای اشخاص  و گروه های مختلف مصون نگه دارد .

به هر جهت امیدواریم که دولت حاضر در عملکردی عقلایی از این پس به جای آن که دیوار نیمه کارۀ توسعه ، اصلاح و پیشرفت کشور را با حرکت های انقلابی و یک شبه فرو بریزد به تعمیر و آبادانی بیشتر و بیشتر بکوشد . بعید است که خشت های عملکرد دولت های پیشین آن قدر کج بوده باشد ، که نیاز به این همه تخریب را ایجاد کند . با این حال امیدواریم که لایحه حمایت از حریم خصوصی به مجلس باز گردانده شود حتی اگر مورد جرح و تعدیل های حاصل از تفکرات حاکم بر دولت قرار گیرد ؛ چرا که بی تردید وجود قوانین  هر چند محدود و محدود کننده بهتر از نا مشخص بودن حدود آزادی ها و حقوق مردم و اختیارات دستگاه حاکم است.        

 

 

 

 

با حضور روزنامه نگاران جوان در کافه تیتر اتفاق افتاد

 

گفتگو با استاد

 

دکتر معتمد نژاد در مقابل کافه تیتر

 

اوهام هفتگی – امید ایران مهر: بعدازظهر یک روز بهاری است و کافه ای در حوالی چهارراه ولیعصر میزبان مردی است که در میان جماعت روزنامه نگار ارج و قرب بسیاری دارد.دکتر کاظم معتمدنژاد – پدر علوم ارتباطات ایران – به همراه جمعی دیگر از اساتید دانشگاه و سه تن از اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران روز پنجشنبه هفته گذشته مهمان کافه تیتر بودند.این نشست در ادامه جلسات اساتید روزنامه نگاری با نسل جدید روزنامه نگاران برگزار شد که چند روز پیش با سخنان دکتر حسین قندی کلید خورده بود.بهنام قلی پور و بی تا صالحی ، زوج روزنامه نگاری که کمتر از دو ماه قبل اولین کافه روزنامه نگاران ایران را راه اندازی کردند، در این مدت کوتاه توانسته اند با برگزاری این گونه جلسات علاوه بر جلب مشتری برای کافه خود به تحکیم روابط دو نسل از روزنامه نگاران ایران کمک شایان توجهی نمایند.دکتر نمکدوست استاد دانشگاه علامه – که اخراجش اعتراضات دانشجویان و اساتید بسیاری را برانگیخت – با ابراز خوشحالی از افتتاح کافه تیتر ، گسترش بی رویه حوزه فعالیت این مجموعه را نافی اساس آن دانسته و با ذکر ماجرایی طنز ابراز امیدواری کرد کافه تیتر هویت کافه ای و صمیمیت خود را حفظ کند.عذرا فراهانی (روزنامه نگار ) نیز وجود کافه ای مختص به روزنامه نگاران را امری ضروری دانسته و آن را موجب افزایش شناخت خانواده رسانه از یکدیگر ارزیابی کرد.در این مراسم همچنین ناصر مجرد – مدیر انتشارات مجرد - که سابقه 50 سال روزنامه نگاری در کوله بار خود دارد ، به همراه رجبعلی مزروعی – رییس انجمن صنفی – ، بهروز گرانپایه و بدرالسادات مفیدی – اعضای هیئت مدیره انجمن – به بیان دیدگاههای خود در باب مسائل رسانه، بویژه افتتاح اولین کافه روزنامه نگاران پرداختند.در پایان این نشست صمیمی جوانان نسل جدید روزنامه نگاری در کنار اساتید خویش ایستادند تا عکسی به یادگار گرفته و آن را بر دیوار خاطرات کافه تیتر ثبت کنند.

آفتاب یک روز بهاری در حال غروب است که سرخوش از دیدار اساتید و گپ و گفت با سینا شعبانی ، همراه علی اکبر قزوینی خیابان صبای جنوبی را به سمت انقلاب قدم میزنم تا به خانه برگردم.در راه دعا می کنم که هیچگاه از داشتن کافه تیترمان محروم نشویم(!)،یا به قول استاد معتمد نژاد : هميشه سرتيتر باشد

 

 

 

 -----<<  اوهام ورزش >>----- 

 

 

بررسی رقبای تیم ملی ایران در جام جهانی – بخش اول

 

برزیل اروپا از پرتقال می آید !

 

کریستیانو رونالدو

 

 

 

اوهام هفتگی – شروین خدابخشی: کمتر از دو ماه به آغاز مسابقات جام جهانی آلمان زمان باقیست.تیم ملی فوتبال کشورمان در گروه دی و با تیم های پرتقال ، مکزیک و آنگولا هم گروه است.با توجه به اهمیت این رویداد ورزشی تلاش کردیم در دو بخش ، هرچند کوتاه، به بررسی وضعیت رقبای تیم ملی ایران بپردازیم، تیم هایی که با پیشینه ی طولانی پای به این رقابت ها می گذارند و همانند ایران انگیزه های بسیاری برای موفقیت خواهند داشت.

 

 پرتقال ؛ برزیل اروپا

 

پرتقالی ها پس از حذف شدن در جام جهانی 2002 و ناکامی در مسابقات یورو 2004  - که میزبان آن نیز بودند – امید زیادی به رقابت های جام جهانی 2006 آلمان بسته اند.آنها در گروه دی و با تیمهای مکزیک ، ایران و آنگولا همگروه هستند.جدی ترین رقیب آنان در این گروه تیم ملی فوتبال مکزیک است.پرتقالی ها برای صعود از این گروه کار چندان سختی پیش رو نخواهند داشت (البته روی کاغذ) اما در دور بعد احتمال رویارویی آنها با یکی از دو تیم مدعی آرژانتین و هلند بسیار زیاد است.

 

لوییز فیلیپه اسکولاری :

 

مهم ترین نقطه قوت پرتقال ، نیمکت این تیم و حضور "فیل" بزرگ بر روی آن است.اندیشه و تجربه اسکولاری برگ برنده پرتقال محسوب می شود.وی که در آخرین جام جهانی ، برزیل را به قهرمانی رساند ، این بار با پرتقال پا به این مسابقات می گذارد و به دنبال کسب افتخاری تازه برای خود و پرتقال است.

 

ستاره ها :

 

کریستیانو رونالدو : بدون شک ستاره این روزهای تیم ملی پرتقال کریستیانو رونالدو هافبک تکنیکی باشگاه منچستر یونایتد است. او هم اکنون در کنار فان نیستلروی ، رونی ، گیگز و فردیناند از ارکان اصلی شیاطین سرخ محسوب می شود و کم و بیش نقشی کلیدی نیز در تیم ملی فوتبال پرتقال ایفا می کند.او در عین جوانی ، با تجربه بازی می کند و اگر اتفاق خاصی نیفتد امسال اولین جام جهانی خود  را تجربه خواهد کرد.

 

 

 

لوییز فیگو : یک از مشهور ترین بازیکنان پرتقال در بین ایرانیان.درست است که او صلابت و شادابی گذشته را ندارد اما هنوز هم از ستارگان و بازیکنان تاثیرگذار پرتقال محسوب می شود.فیگو یک فصل کاملا معمولی را در اینتر پشت سر گذاشته و درخشش چندان خوبی نداشته است ، اما امید دارد ، آخرین جام جهانی دوران فوتبال خویش را با خاطره ای خوش به پایان برساند.

 

دکو : هافبک با تجربه بارسلونا که در غیبت ژاوی وظیفه سنگینی بر عهده داشت ؛ به خوبی توانست توانایی هایش را نشان داده و کار خود را به نحو احسن انجام دهد.او مغز متفکر پرتقال در زمین محسوب می شود و آمادگی وی کمک زیادی به شاگردان اسکولاری خواهد کرد.

 

پدرو پائولتا : مهاجم باشگاه پاری سن ژرمن امید اول پرتقالی ها برای گلزنی در جام جهانی پیش رو محسوب می شود.پائولتا هیچ گاه در تیم ملی درخشش بازی های باشگاهی خود را نداشته است ، اما همیشه خوب و موثر بازی کرده است.آمادگی او می تواند خیال پرتقالی ها را از بابت خط حمله تیم آسوده نماید.

 

غایب بزرگ ؛

خورخه آندراده ، مدافع مستحکم باشگاه دپورتیو لاکرونیا  ، بزرگترین غایب پرتقالی هاست.او که از سه فصل پیش و با درخشش در لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا به تیم ملی راه یافته بود از ناحیه زانو دچار مصدومیت شدید شده و برای بهبودی باید 6 ماه دور از میادین به استراحت بپردازد.یکی از دغدغه های اصلی اسکولاری پیدا کردن جانشینی مناسب برای او می باشد.

 

نقاط ضعف ؛

و اما نکته مهمی که در مورد تبم پرتقال به چشم می خورد این است که پرتقالی ها در دفاع تیمی مشکل اساسی دارند ، مشکلی که در یورو 2004 هم وجود داشت و باعث شد که آنان نتوانند جام را در خانه نگه دارند.تمام این ها به این خاطر است که  خط حمله و هافبک پرتقال در پرسینگ و پس گرفتن توپ از حریف خیلی خوب کار نمی کنند و مدافعان مجبورند که فشار مضاعفی را تحمل کنند . مسئله دیگر نیمکت نه چندان مطمئن تیم است . بازیکنان ذخیره پرتقال هنوز با بازیکنان اصلی فاصله زیادی دارند، بنابراین در مواقع ضروری نمی توان روی آنها حسابی ویژه باز کرد!

 

 

 

 

 

-----<<  اوهام هفت هنر >>----- 

 

پوپک دیگر بلند نشد

 

پایان دنیای شیرین دریا

 

 

اوهام هفتگی - مریم مهتدی : هنوز وارد تحریریه سایت خانه هنرمندان ایران نشده ام که صدای در بغض شکسته ی مهدی عزیزی-سردبیر- در جا میخکوبم میکند : نه! پوپک گلدره مرد !

تصاویر بالا رفتن از پله های بیمارستان مهر..پوپک خاموش روی تخت...پوپک کبود ...مثل فیلم از جلوی چشمانم رد میشود.

به سال سیاه ۸۴ فکر میکنم.به سال سیاه ۸۵ و به پوپکی که ۸ ماه در کما ماند و هیچ وقت بلند نشد....انگار همین دیروز بود که روزهای شیرین دریا را می دیدیم...انگار همین دیروز بود که با هاله فکر میکردیم وقتی که پوپک از کما در آمد از او بپرسیم دنیا در کما چه طور است...انگار همین دیروز بود.

سخت است باور مرگ...سخت است دیدن گریستن دوستان پوپک...

وقتی بازیگر سالمند هنر ایران از دنیا میرود خود را با پذیرفتن مرگ کهنسالی آرام میکنی...ولی پوپک جوان؟پوپک پر از امید؟؟؟

پوپك...كلمه ي مرحومه...چه ساده پشت اسم تو نشست...چه ساده.

هنوز چند ساعت بیشتر از مرگ پوپک گلدره نگذشته است که شایعات ایرانیان شروع می شود : پوپک اوور دوز کرده بود!!!! خداوندا....

مگر همین دیروز نبود که به الله الله گفتن های خانواده ی پوپک گوش میدادم؟

خداوندا...مگر همین دیروز نبود که به پیکر خاموشش نگاه میکردم و از تو میخواستم که اورا بار دیگر به ما نه...به مادرش برگردانی؟

خداوندا...

خداوندا.......

خداوندا............ بغض امانم نمیدهد..

دلمان برایت تنگ میشود پوپک...چه کنیم...ماه هاست که لقب خبرنگار مرگ را به دوش میکشیم...برای آخرین وداع به دیدارت می آییم پوپک...می آییم.

کاش بدانی...دلمان برایت تنگ میشود...کاش بدانی.

 

 

 

-----<<  اوهام بین الملل >>----- 

 

 

واشنگتن پست خبر داد:

حمله قریب الوقوع آمریکا !

واشنگتن پست - ویلیام آرکین : آيا آمريکا طرح جنگي براي متوقف کردن برنامه تسليحات اتمي ايران دارد؟ هفته گذشته جرج بوش رئيس جمهوري آمريکا گزارش هاي خبري در خصوص طرح هاي احتياطي دولت بوش به ويژه احتمال استفاده از سلاح هاي اتمي تاکتيکي بر عليه ايران را "حدسي نسنجيده" خواند. دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريکا نيز در تأييد سخنان بوش اين اظهارات را "توهم" خواند و به خبرنگاران گفت: "صحبت درباره طرح هاي احتياطي به هيچ وجه سودي ندارد."

اما وزير دفاع آمريکا در اشتباه است. صحبت درباره طرح جنگي که صحت داشته باشد، مهم است. ارتش آمريکا قبل از حمله نيروهاي نظامي اين کشور به عراق در اوايل سال 2003، بررسي جنگ همه جانبه با ايران را آغاز کرده بود. اين بررسي شامل طرح آزمايشي هجوم تفنگداران دريايي آمريکا و شبيه سازي توان موشکي ايران بود. طراحان آمريکايي و انگليسي به طور همزمان رزمايش نظامي درياي خزر را اجرا کردند و بوش عملکرد يگان استراتژيک آمريکا را به منظور تهيه طرح حمله همه جانبه به سلاح هاي کشتار جمعي ايران زير نظر گرفت. همه اين اقدامات سرانجام به طرح جديد "عمليات مهم نظامي" عليه ايران منجر خواهد شد. در همين حال منابع نظامي نيز تأييد کرده اند که پيش نويس طرح اين حملات موجود مي باشد.

هيچ يک از اين اقدامات توسط نظاميان آمريکا فاش نشده است. پنتاگون نيز بر موضع سرسختانه خود پافشاري مي کند که "ما درباره طرح هاي جنگ بحث نخواهيم کرد." در حاليکه اين کار بايد انجام گيرد. اگر ايران دريابد که آمريکا مصمم است مانع از تلاش هاي اتمي ايران شود و راغب خواهد بود براي اين نائل شدن به اين هدف با ايران وارد جنگ شود، تلاش هاي ديپلماتيک معطوف شده به ايران بسيار تقويت خواهند شد.

ايران و حتي مردم آمريکا بايد بدانند که اهميتي ندارد که چند کارشناس درباره مشکل يافتن اهداف مورد نظر و فاجعه وقوع جنگ صحبت مي کنند، چرا که طراحان نظامي تاکنون تلاش کرده اند خطرات هرگونه عمليات نظامي را کاهش دهند و اين تلاش اساس طرح هاي احتياطي را تشکيل مي دهد. من طرح هاي جنگ آمريکا را در طول بيش از 20 سال اخير بررسي کرده ام. تأسف من اين است که جزئيات طرح جنگ عراق در حد کفايت مورد بررسي قرار نگرفته است. اين موضوع يک بار ديگر درباره ايران تکرار شده است. اگرچه پرداختن به طرح جنگ ايران دشوار است، اما عنوان اين حقيقت امري ضروري است.

اين آن چيزي است که ما هم اکنون مي دانيم. طراحان ارتش و يگان مرکزي آمريکا هم طرح قريب الوقوع و هم طرح غيرقريب الوقوع جنگ با ايران را که شامل تمامي ابعاد يک عمليات مهم نظامي از جمله بسيج و استقرار نيروها و عمليات هاي برقراري ثبات پس از تغيير رژيم مي باشد، مورد بررسي قرار داده اند. اما اين سوال مطرح مي شود که مادامي که دولت آمريکا درباره اقدامات گسترده نظامي خود صحبت نمي کند، چگونه اين قبيل گزينه ها مي توانند تأثير بازدارنده داشته باشند.

به اين خاطر است که بايد رامسفلد اعتراف کند که آمريکا در حال تهيه طرح هاي جنگ ايران است. اين اقدام به هيچ وجه تکراري قلمداد نمي شود، بلکه واکنشي در برابر برنامه غيرقانوني تسليحات اتمي ايران، مداخله اين کشور در عراق و حمايت آن از تروريسم بين المللي مي باشد. ايران بايد بداند که دولت آمريکا در اين امر بسيار جدي است.

منبع: واشنگتن پست، آوريل 2006

 

-----<<  اوهام حقوق بشر >>----- 

 

برندگان صلح نوبل

نگران تنش ایران و آمریکا

روزآنلاین – امید معماریان : شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل ایرانی در سال 2003 و جودی ویلیامز برنده جایزه نوبل در سال 1997 در یک کنفرانس خبری در لس آنجلس، خواستار یافتن راه حلی مسالمت آمیز درخصوص منازعه و کشمکش بین ایران وآمریکا شدند. جودی ویلیامز هم اکنون هماهنگ کننده وموسس پیکاربین اللملی برای متوقف کردن مین گذاری زمینی وشیرین عبادی یکی از فعالان برجسته حقوق بشر در جهان به شمار می رود.

این دوبرنده جایزه صلح نوبل، در یک بیانیه مشترک از آمریکا وایران خواستند برای پیدا کردن راه حلی غیرخشونت آمیزبرای مشکلات دوجانبه، تلاش کنند. در بخشی از این بیانیه به امضای ویلیامز وعبادی آمده است: "ما خواستار دنیای بدون خشونت هستیم جایی که امنیت انسان ها پایه اصلی امنیت جهانی به شمار می رود. مردم درجهانی که نیازهای اولیه همه مردم مورد مشخص است، حق زندگی دارند. نه هیچ جنگ بیشتر. نه هیچ حمله نظامی دیگری." شیرین عبادی در برخی از دانشگاه های معتبر آمریکا از جمله دانشگاه برکلی نیز طی ماه آینده سخنرانی خواهد داشت. حضور عبادی درآمریکا مصادف با انتشار کتاب او به زبان انگلیسی در سراسر آمریکا واروپا خواهد بود.

همچنین ویلیامز وشیرین عبادی در لس انجلس به سر می برند تا جایزه جهانی حقوق زنان را از Feminist Majority Foundation دریافت کنند. شیرین عبادی و جودی ویلیامز از جمله 12 زنی هستند که ابتدای اعطای جایزه صلح نوبل در سال 1901 موفق به دریافت این جایزه شده اند.

شیرین عبادی زمانی را در سالهای دور به یاد می آورد که او درزمره صد زن قاضی در ایران به شمار می رفت. او زمانی را به یاد می آورد که از شغل خود بعد از انقلاب معزول شد. انقلابی که همه چیز را دگرگون کرد.
عبادی در مصاحبه ای با آسوشیتد پرس می گوید: "بعد از انقلاب، به ما اطلاع دادند که زنان دیگر نمی توانند قاضی باشند. از همین رو زنان قاضی به سطوح اداری تنزل رتبه داده شدند. بنابراین پس ازآن من منشی دادگاهی شدم که پیش ازآن قاضی آن بودم."

اما با وجود همه ناملایماتی که بر سر راه این قاضی نهاده می شود، او طریق بازنشستگی را توسط بسیاری دیگر از همکاران انتخاب شد، پبشه نکرد. بلافاصله پس ازآن او از قامت یک قاضی به هیات یک فعال حقوق بشر درآمد و طی سالهای پس ازآن بیش از 14 کتاب ودهها مقاله را در نشریات مختلف به چاپ رساند و وکالت برخی ازمهمترین پرونده های سیاسی سالهای گذشته در ایران – از جمله پرونده قتل هاي زنجيره اي - را به عهده گرفت. در ماجرای پرونده مشهور به نوارسازان، او طعم تلخ زندان رانیز تجربه کرد. او همچنین سه سازمان غیردولتی را درایران راه اندازی کرد تا فعالیت های خود را در این زمینه سامان دهد. "کانون مدافعان حقوق بشر" که اجتماعی از وکلای برجسته ایرانی است که معمولا پرونده های سیاسی وحساس را به عهده می گیرند، توسط او راه اندازی شد تا حل برخی از جنجال برانگیزترین پرونده های سیاسی سالهای اخیر را به عهده بگیرند. او به دلیل فعالیت های خود چندین بار به مرگ تهدید شد وبارها در محل خانواده خود مورد تهدید قرار گرفت. در سال 2003 او به پاس سالها فعالیت مستمر درزمینه حقوق بشر، جایزه صلح نوبل را برای ایرانیان به همراه آورد. جایزه ای که جنب وجوشی در میان زنان ایرانی ودیگر زنان مسلمان ایجاد کرد. درحال حاضر نیز وی با مشارکت دیگر برندگان زن جایزه صلح نوبل در پی یافتن راه حلی صلح آمیز برای تنش های میان ایران وآمریکا هستند.

جودی ویلیامز می گوید: "من وشیرین احساس مسئولیت خاصی می کنیم که به دنیا اجازه دهیم بداند که مردم ایران وآمریکا از هیچ راه حل خشونت آمیزی برای حل این بحران حمایت نمی کنند". "بتی ویلیامز" از ایرلند، "وانگری ماتهایی"از کنیا و" ریگوبرتا منچوتام "از گواتمالا، دیگر زنان برنده جایزه صلح نوبل هستند که قرار است در این پیکار اجتماعی به یاری عبادی وویلیامز بپردازند.

کتاب شیرین عبادی به نام "بیداری ایران: خاطرات انقلاب وامید"، ماه آینده توسط انتشارات رندوم هاوس به بازار خواهد آمد. بخشی بسیار کوتاهی از این کتاب هفته گذشته به صورت یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد. این بخش قسمتی از کتاب را مورد توجه قرار می دهد که شیرین عبادی از خوانده پرونده قتل های زنجیره ای سخن می گوید. انتظار می رود این کتاب ازجمله بخش هایی که به پرونده های وکالت او مربوط می شود، با استقبال زیادی مواجه شود. بخشی که برای خوانندگان ایرانی وخارجی از جذاب ترین بخش های این کتاب به شمار می رود.

-----<<  اوهام ادبی >>----- 

 

وحشت از نشانه يا نشانه‌اي براي وحشت

 

مزار بی سنگ شاملو

 

رضا حيرانی

 

« مرده اگر حرف مي زند زنده‌ست

و زنده‌گاني كه مرده‌اند بسيارند»

رضا حيراني

 

از مجموعه شعر

آسايشم گاهي رواني‌ست

 

 

سنگِ قبر يك نشانه است.تني سنگي، به يادِ تني كه زيرِ سنگ است.

اين نشانه‌يِ سنگي، وقتي منقوش به نامِ تني مي‌شود كه براي تن‌هاي در حالِ حركت روي زميني نامي آشنا و معتبر است، اعتباري مضاعف پيدا مي‌كند. اين اعتبار، باعثِ گردهمايي آن تن‌ها در زمان‌هاي مختلف و به بهانه‌هاي مختلف مي‌شود. پس سنگِ قبرِ فردِ داراي اعتبار، نشانه‌اي‌ست براي ناميراييِ آن فرد. حال اگر فردِ معتبر، با عملكردي كه در طولِ زندگيِ رويِ زميني‌اش داشته،تبديل به نماد يا نشانه‌ي تفكري خاص شده باشد، سنگِ قبر او نشانه‌اي براي تبليغ و ترويج تفكر اوست.

پس سنگِ قبر كه بي جان است، جاني ماورايي يافته از ماقبلِ خود كه زندگيِ فرد زيرِ خود است.اين جانِ ماورايي مادامي كه تفكر فرد زنده‌ست نه تنها تمام نمي‌شود بلكه با گذشت زمان تشخص بيشتري يافته مي‌كند و به عيارش اضافه مي‌گردد.

اما چرا شكستن سنگِ قبر؟

شايد يكي از راه‌هاي مقابله با اعتبار يك تفكر خاص از بين بردن نشانه‌هاي آن تفكر است.پس تا وقتي تفكري زندگي روي زميني دارد، مي‌شود با حذف، بايكوت، ممنوع القلم كردن محبوس كردن و ارعاب و تهديد تا حدودي مانع ترويج تفكرش شد. اما به محض نشانه شدن غير زميني راه مقابله با آن بسته مي‌شود.

سنگ قبر را نمي‌شود زنداني كرد، ممنوع القلم كرد، تبعيد كرد و هزار راه ديگر كه تاريخ روشنفكري ايراني به خود ديده است.

اين نشانهِ سنگي با بي زباني خويش حرف مي زند و در سكوتش حقانيتِ انديشه‌اش را فرياد مي‌كند.

راه‌هاي مقابله با اين نشانه چيست؟ آيا مي‌شود انكارش كرد و گفت اصلا وجود ندارد؟ نه!

پس قومِ مخالف با آن تفكر ناچار است چون ك.دكان ناتوانِ عصباني، حقارت خويش را با شكستن بروز دهد.

اين شكستن دو معناي موازي دارد.

اول اينكه مي‌شكند چون وحشت از نشانه شدن تفكر ضد خود را دارد كه اين خود نشان دهنده پويايي و تاثير گذاري تفكري‌ست كه در ظهار خاك شده است.

دوم اينكه مي‌شكند تا بگويد هستم و مي‌توانم به هر شكل خشمم را نشان بدهم. يا با شكستن نشانه‌هاي بي‌جان و محترم شما و براي خود‌ شما كه هنوز روي زمين راه مي‌رويد همان روش‌هاي هميشگي...

اعتبارِ روشنفكرِ اصيل ايراني، همواره در استقلالِ انديشه‌اش بوده است.

او محتاجِ ديگري نيست، احترامش نشات گرفته از تفكر مستقلش بوده و هست و معيار اعتبارش كلام و كلماتش هستند.

اين همان نكته‌اي ست كه باعث خشم قومِ مخالف با استقلالِ انديشه مي‌شود. و چون انديشه و تفكري به حق و مستقل است، ريشه‌هايي محكم و استوار دارد كه حتي از زير سنگ و سيمان و خاك هم جوانه مي‌زند و جهان را به تماشاي شاخه‌هاي سبز و پر بار و بلندش مي‌خواند.

حقانيت جريان روشنفكري ايراني در همين تداوم انديشه و تفكرش حتي بعد از مرگ جسماني اوست.شكستن نشانه‌هاي اين تفكر نه تنها باعث ترويج اين تفكر نمي‌شود، بلكه اثبات مي‌كند مرده‌گانِ معتبر اين خاك، زنده‌ترين آدميان هستند.

اعتبار شاملوها به سنگ قبر آنان نيست. بلكه پويايي و راست قامتي تفكر آنان است كه به سنگِ بي‌جان مزارشان نيز اعتبار مي بخشد. جريانِ روشنفكري ايراني زنده است و هيچ تفكر تماميت خواهي نمي‌تواند با حقارت و كوته نگري خود به عظمت اين درخت سربلند و قديمي خدشه‌اي وارد كند.

 

 

 


شعری تازه از ویدا فرهودی

کـَرکـَسانه

مزار احمد شاملو

 

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
(حافظ)

کـَرکـَسانه

ای کرکسانه سرمست، ازمُردگی، مشامت
جز دشمنی نبوده است، از ابتدا مرامت

از زندگی هراسان، اهل شبی و کتمان
دزدانه تا بریزی، خون و جنون به جامت

از عشق می گریزی، با مهر در ستیزی
مرگی بر این و بر آن، باشد فقط پیامت

ای کینه ورز ِ دائـم، با بامـداد و امـید
لرزد ز بیم خورشید، جرثومه ی ظــَلامت

لب های گفته دوزی، اوراق عشق سوزی
شاید صدا بمیرد، هستی شود به کامت

اما ببین که حتا، از مرده می هراسی
زان رو که عشق دانی، بر جاست، تا قیامت

از عهد پیر شیراز،استاد شعر و اعجاز
این یادگار مانده است،بس کن خیال خامت!

ویدا فرهودی
بهار 1385

 

-----<<  فوتوهام >>----- 

 

فوتوهام / عکس : عارفه الیاسی

 

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 17:0 | | لینک به این مطلب