اما برای یه جمع پرانرژی دخترای ایرانی این روز ، روز فریاد بود ... روز اعتراض بود ...
اعتراض به پایمال کردن یه حق مسلم ... حق دیدن!
تنها خواسته دخترانی که دیروز ساعت 2:00 جلوی درب غربی استادیوم آزادی تهران جمع شده بودند بر روی یک پارچه نوشته شده بود : " ما نمی خواهیم در آفساید باشیم ، می خواهیم در کنار برادرانمان تیم ملی را تشویق کنیم..." و این دلیلی بود که باعث شده بود اونا توی یه روز وسط هفته ساعت 2:00 بعدازظهر خودشون رو به استادیوم آزادی برسونند...جایی که دیگه باید ساکنان جدیدشو به رسمیت بشناسه...
اگرچه استادیوم آزادی دیروز هم مثل بازی با چین تایپه تعداد کمی تماشاگر – حدود 20000 نفر - را در خود جای داده بود ، دخترانی که قصد داشتند سکوهای خالی از تماشاگر را پر کنند ، با مشت و لگد پذیرایی شدند....
در همان ابتدا که دختران آرمان سپید قصد داشتند به سمت درب غربی بروند با ممانعت نیروهای انتظامی مواجه شدند و با مشت و لگد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ... اما بعد از اینکه ماموران با مقاومت دختران روبرو شدند ، اجبارا از مواضع خود عقب نشینی کرده و کمی عقب تر در مقابل فضای سبز جلوی درب غربی صف دفاعی بستند.
حدود نیم ساعتی به بحث و جدل بین نیروهای انتظامی و دختران آرمان سپید گذشت ... تا اینکه شخصی که خود را نماینده ی دادستان معرفی می کرد در حضور سرهنگ بابایی قسم جلاله خورد که قصد دارد دختران را به وسیله اتوبوس به درب شرقی برده و به داخل استادیوم راهنمایی کند ... به اعتبار این قسم بود که گروه مجاب شدند سوار بر اتوبوسی که تازه به محل رسیده بود شوند ...

و اما ادامه ماجرا از زبان یکی از بچه ها : « وقتی سوار می شدیم فکر نمی کردیم تعداد مامورانی که همراه ما می آیند زیاد باشد ... اما بلافاصله بعد از سوار شدن ما 8 نفر از ماموران نیروی انتظامی وارد اتوبوس شدند و اتوبوس به سرعت راه افتاد ... تادقایقی نمی دانستیم به کجا می رویم تا اینکه متوجه شدیم وارد جاده مخصوص شده ایم و ماموران قصد دارند به میدان آزادی رفته و ما را در آنجا پیاده کنند ... این مسئله با اعتراض ما مواجه شد که البته واکنش های زننده ای را به همراه داشت ... وقتی به ماموران گفتیم : « چرا به ما دروغ گفتید؟ » یکی از مامورین گفت : « ما مامور نیروی انتظامی هستیم ... کار ما دروغ گفتن است!»
این گونه بود که دختران به میدان آزادی رفتند ...
اما این پایان ماجرا نبود ... چراکه دختران آرمان سپید بلافاصله پس از پیاده شدن از اتوبوس نیروی انتظامی ، توسط یک مینی بوس دربستی به استادیوم بازگشتند و تا پایان بازی در مقابل استادیوم حق خود را فریاد کردند ... این در حالی بود که ماموران با چشمانی بهت زده وقایع را در ذهن خود تجزیه و تحلیل می کردند و به نتیجه نمی رسیدند! ...

بالاخره چهارشنبه رسید ... چهارشنبه دهم اسفند ماه ...
شاید برای خیلی ها این روز هم مث همه ی روزای سال باشه ... اما برای دختران آرمان سپید این روز، روز اعتراضه ... اعتراضی رسا در حرکتی آرام ...

----------------------------
مرتبط های جمع آوری شده توسط پرستو :
يک عکس توپ از يلدا معيری - لگدپرانی جناب سرهنگ
برشهایی از یک استادیوم صدهزار پسری - امشاسپندان
گزارش لحظهبهلحظه حضور زنان در استاديوم – فهيمه خضرحيدری
اين است عملكرد دولت اسلامی – علی قديمی
استادیوم بیآزادی – حميدرضا علاقهبند
در اين غروب دلگير - صبا شادور
ما نمیخواهيم در آفسايد باشيم – سايه
گزارشی از یک حضور شکستخورده – گيسو فغفوری
عکسی از حسن سربخشيان + عکسی ديگر
روايت عارفه + عکس
عکسهای منصور نصيری – يار غار
زنان یک ، نیروی انتظامی صفر - فواد خاک نژاد
لطف ايرنا - مزاحم خودتی حاشيهنويس ايرنا!
افسوس - الپر
يک آهنگ عالی - هديه سيما – خيلی مرسی!
ما برمیگرديم! - عکسهای بانوی ارديبهشت – بليتهايی که به شاخهی نهال آويزان شد
استادیوم مردانه صدهزار نفری - جهل مرکب
گشایش در وضع زنان همواره باید دستاویز اهداف سیاسی تصمیم گیران باشد؟،زنان ایران،آسیه امینی
ما استادیوم میخواهیم - ژرف
نيروي انتظامي به زنان حمله کرد - روز
حق من؟! سهم زن؟! - مريم مهتدی
دور می زنیم! - شهرام شريف
جعفر پناهی به زنانی که رفتند جلوی استاديوم «خسته نباشيد» محکم گفت
دختران آزادی پشت در های بسته - شهرام رفیع زاده ، اکنون
برات متاسفم سرهنگ! - امیرفرشاد ابراهیمی ، گفتنی ها
ما در آفساید هستیم - سعیده اسلامیه ، اعتماد ملی
سرهنگ محمودی:از مامور خاطی شکایت کنید ، پیگیری می شود-ساناز الله بداشتی



