تبليغاتX
اوهـام - نفیسه و حجت را آزاد کنید
جمعه دهم خرداد 1387
فساد اخلاقی در حاکمیت اصولگرایان ؛ هر دم از این باغ بری می رسد...
گر مي نخوري طعنه مزن مستان را
بنياد مكن تو حيله و دستان را
تو غره بدان مشو كه مي مي نخوري
صد لقمه خوري كه مي غلامست آن را

به یاد می آورم زمانی را که سخنرانی های آتشین دکتر حسن عباسی رییس موسسه یی که نام پرطمطراق "مرکز دکتریـنال امنیت بدون مرز" را یدک می کشید، در قالب CD و نوار و متن پیاده شده دست به دست و لینک به لینک می گشت که داد و فریاد برآورده بود:"وامصیبتا در ام القراء اسلامی دختران مسلمان ایران را به کشورهای شیخ نشین صادر می کنند و هیچ کس فریادی برنمی آورد" و از این رهگذر فریاد بر سر فلان مسوول و بهمان ارگان مربوطه می کشید که "مگر خود ناموس ندارید که ناموس ملک و ملت تاراج می شود و لب از لب نمی گشایید!"

این ولی گویی تنها سخن دوران (به عقیده آقایان نکبت بار بی بند و باری) اصلاحات بود که دین را از مردم ستاند و نان نیز بر سفره هاشان نیاورد و ارزش ها را چوب حراج زد...
سه سالی است که از دکتر مربوطه خبری نیست که تو گویی زخم ها همه بهبود یافته و دکتر با خیال راحت از بهبود بیمارش سر در کتاب و تحقیق فرو برده و هیچش خیال ناموس ملک و ملت نیست که اصولگرایان با خدا و مومن عنان قدرت به کف دارند پس فسادی در ام القراء نیست. پس بهتر است لالایی در گوشمان بخوانیم که:"شهر در امن و امان است، دزدان همه رفتند، آسوده بخواب ..."

اما در عالم واقع حکایت دیگری است.

هنوز پرونده جناب سردار مخلوع اللباس به انجام نرسیده تا بدانیم چه جرمی او را از سردار عامل ارتقاء امنیت به مجرم ساکن اوین مبدل کرده که از هر سو مسوولانی برمی آیند که اگرچه به شغل شریف ارتقاء امنیت شاغل نبوده اند اما همگی در یدک کشیدن نام «اصول» گرایی متحدالشکلند و اینچنین است وقتی عنوان اتهام و بسا جرمشان را می شنویم مو بر تنمان راست می شود و از خود بی اختیار می پرسیم که:" این کدام آیینی ست که اصولش بر آن است که واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند/چون به خلوت می روند آن کار دیگر کنند؟؟؟"

چگونه چون غیرت مداران عصر جاهلیت با بدترین زبان بر حاکمان غیرهمفکر می تازیم که در برابر تاراج نوامیس مردم سکوت کرده اند و در دوران همفکرانمان در تاراج همان توسط خودشان لام تا کام سخن نمی گوییم و اندک زبانی در مذمت رخداد مربوطه نمی گشاییم؟ جناب دکتر عباسی امروز کجاست تا در برابر فجایعی که در دوران همفکرانش به وقوع پیوسته است فریاد وامصیبتا سر دهد؟ این روزها که فساد اخلاقی در حال تبدیل شدن به ترجیع بند اصولگرایی است آقایان کجا هستند و به چه کار مشغول؟

در کدام کشور حوالی غرب جغرافیایی که در جمع مدعیان «اصل» و «اصول» به فسق و فجور شهره اند دیده اید یا شنیده اید که فلان نماینده مجلس که به اتهام روابط نامشروع به دادگاه و دادسرا رفته و زندان از سر گذرانده برای سوگند دفاع از حقوق مردم وثیقه گذاشته و آزاد شده و در صحن خانه ملت سوگند یاد کند؟ مگر جز این است که این از آن اتفاقاتی است که تنها می توان در ایران و آن هم ذیل دوران «اصول» گرایی به تماشایش نشست؟؟!

این روزها به تحلیل هر خبر از این دست که مشغولیم خبری دیگر می رسد که امروز به کلکسیون نماینده و معاون استاندار و مسوول حراست دانشگاه و ... گویی باید معاون وزارت خانه یی که فلسفه وجودش ارتقاء فرهنگ و آموزش عالی بوده است را نیز افزود که منابع خبری می گویند پس از دستگيري مقام ارشد نيروي انتظامي، اخبار واصله از دانشگاه سهند تبريز، دستگيري معاون يکي از استانداري‌ها و يک نماينده‌ي محافظه کار در مجلس هفتم، اين بار يکي از معاونان محمد مهدي زاهدي، وزير علوم، به دليل اعمال منافي اخلاق در وزارتخانه، بازداشت شده است...
مخلص کلام آن که علاوه بر متهمان این پرونده های تأسف برانگیز باید امثال عباسی ها نیز پاسخگو باشند. پاسخگوی روزهایی که دولت های پیشین را به نام هزار و یک فسق و فجور می راندند و وعده دولت کریمه و اسلامی می دادند... امروز همان ها باید پاسخ دهند که از آن وعده ها تا این ماجراها چه رخ داده که شأن نزول آن سخنان از یاد رفته، شاهد نزول شأن اخلاقیات در بالاترین سطوح مدیریتی کشور شده ایم...

ما را چه شده است؟ آنان را چه شده است؟

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 15:48 | | لینک به این مطلب