تبليغاتX
اوهـام - نفیسه و حجت را آزاد کنید
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
فوری: مکرمه "هنوز" در یک قدمی مرگ / وبلاگ نویسان! به تاکستان بروید

 

بر اساس اخبار رسیده از شهر تاکستان (از توابع شهر قزوین) صبح فردا برای یک زن و یک مرد حکم رجم (سنگسار) اجرا خواهد شد.مکرمه ابراهيمي، 43 ساله، 11 سال است که به همراه مردي که از او يک فرزند دارد در زندان چوبين قزوين در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر مي برد.
سنگسار یکی از غیر انسانی ترین احکام موجود در قوانین ایران است که به همین علت از سوی بسیاری از فقها به حالت تعلیق درآمده است. اما در سال های گذشته با وجود مخالفت های گسترده فعالان حقوق بشر که در کنار نظر نه چندان مساعد بسیاری از فقها از جمله آیت الله شاهرودی رییس قوه قضاییه امیدواری زیادی برای حذف این حکم از قوانین جزایی ایران بوجود آورده بود در مواردی چنین حکمی صادر شده و بعضا به اجرا هم درآمده است.
موضوع اجرای حکم در تاکستان دومین نمونه در طی سال گذشته و امسال است.روز 17 اردیبهشت سال گذشته نیز یک زن و یک مرد در بهشت رضای مشهد سنگسار شده بودند.
در روزهای گذشته تلاش های گسترده ای برای جلوگیری از اجرای حکم سنگسار مکرمه و پدر فرزندش صورت گرفته اما متاسفانه با وجود اعلام رییس دادگستری استان قزوین که امروز در مصاحبه با فارس از توقف اجرای این حکم خبر داده بود، اهالی تاکستان (از جمله چند تن از دانشجویان مقیم این شهر) می گویند ماموران دادگستری همچنان در حال مهیا کردن مقدمات اجرای این حکم هستند.برخی خبرهای موثق از احتمال اجرای این حکم در "ملاء خاص" حکایت دارند.اقدام فوری در جهت جلوگیری از اجرای این حکم ضروری به نظر می رسد.
نمیدانم آیا وبلاگ نویسی در تاکستان حضور دارد که بتواند خبرهای تازه ای از فضای شهر به ما بدهد؟ آیا امکانی وجود دارد که وبلاگ نویسان تهرانی به تاکستان بروند؟ جان دو انسان در خطر است.دوستان! کجا هستید؟


بازتاب:
ابراز نگراني وبلاگ نويسان از اجراي بي سروصداي حکم سنگسار
/ میدان
می خواهم بروم تاکستان در برابر هر چه سنگ است سپر شوم / ابر اردیبهشت

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 15:55 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386
شباهت ویلی استارک با محمود احمدی نژاد

شب گذشته فیلمی با عنوان "همه مردان دلیر" (با نام اصلی:All The King's Men) در برنامه "سینما یک"پخش شد.ماجرای این فیلم  اوايل دهه 50 در لوئيزيانای آمریکا می گذشت.شخصیت اول ماجرا یعنی ویلی استارک (شان پن) مرد بی شیله پیله،صادق و خانواده دوستی بود که بسیار آرمانگرا و ایده آلیست می نمود.وقوع اتفاقی ناگوار در یکی از مدارس شهر که به مرگ سه کودک انجامید و به دنبال آن اعتراض ویلی به این موضوع نظر سیاستمداران متنفذ شهر را به او جلب کرد و باعث شد گروهی از آنان برای کسب آراء بیشتر در انتخابات شهرداری به وی پیشنهاد همکاری بدهند.این ماجرا باعث شد ویلی استارک یک شبه ره صدساله طی کند و با وسوسه اطرافیانش از شهرداری به فرمانداری ارتقاء درجه یابد.استارک فرماندار لوئیزیانا شد اما حالا دیگر خبری از آن مرد ساده و صادق در میان نبود.ویلی استارک آرام آرام در دهلیزهای پیچ در پیچ سیاست تبدیل به انسانی دروغگو میشد که با شعارهای مردم فریب و حملات گاه و بیگاهش به مخالفان در میان توده ها پایگاه می سازد و روز به روز پله های قدرت را بالا می رود.او شرافت خود را فدای دستیابی به مناصب مختلف در ساختار قدرت می کند  و سودای ریاست جمهوری در سر می پروراند.تغییرات سریع و غیرقابل اجتناب استارک باعث می شود حتی جک بوردن (مشاور استارک) که به خاطر صداقت وی با او همراه شده است نیز در میانه راه برای ادامه همکاری با او دچار تردید شود.این همان جایی است که استارک به آخر خط می رسد و در شرایطی که فکر می کند با پشت سر گذاشتن مهمترین رقیبش (قاضی ایروین که پدرخوانده جک هم هست) و رهایی یافتن از طرح استیضاح مخالفانش چند گام بیشتر با بالاترین مقام سیاسی ایلات متحده فاصله ندارد،توسط آدام (فرزند سناتور خوشنام ایالت) که به نوعی خود را قربانی سیاست های مردم فریب استارک می داند کشته می شود و به پایان زندگی سیاسی خویش می رسد.

اما نکته جالب در باره این فیلم شباهت غیر قابل انکار شخصیت های آن به کسانی است که امروز در عرصه سیاست ایران به چشم می خورند و بیش از همه شباهت شخصیت نخست فیلم ویلی استارک به محمود احمدی نژاد.سفرهای استارک به شهرهای مختلف ایالت که ناخودآگاه بیننده ایرانی را به یاد سفرهای استانی دولت نهم می اندازد،ناسزا گویی استارک در برخورد با مخالفانش، ری اکشن هایی که در مقابل جمعیت دارد و شعارهای فله ای که می دهد و وعده هایی که اکثرا تحت هیچ شرایطی قابل اجرا نيستند همه و همه شباهت هايي است كه ميان احمدي نژاد و ويلي استارك وجود دارد و تماشاگر ايراني را به اين فكر مي اندازد به راستي چرا شرايط ايران سال ۲۰۰۷ بايد مانند آمريكاي دهه ۵۰ ميلادي باشد و ديگر اينكه چرا سياستمداران از تاريخ درس نمي گيرند.تاريخي كه همچون فيلم "همه مردان دلير" به آنان مي آموزد كه :"عاقبت پوپوليسم و مردم فريبي چندان روشن نخواهد بود" و "چه بسا همچون ويلي استارك به جاهای باریک نیز بکشد!"

فیلم "همه مردان دلیر" به حادثه ای تراژیک ختم می شود که در نگاه اول تنها قتل یک سیاستمدار به دست شهروندی ناراضی را به تصویر می کشد اما در واقع همین سکانس پایانی، شاه بیت غزل داستان محسوب می شود.
ویلی استارک نه به دست مخالفان بی شمارش که هر روزه آنان را به سخنان تند و گزنده اش می نوازد بلکه توسط جوانی کشته می شود که از قضا همکار او در یکی از پروژه های وعده داده شده (ساخت یک بیمارستان بزرگ و مجهز) بوده است.آدام (کسی که ویلی را می کشد) نه به خاطر ثروت اندوزی و تجسم استارک به عنوان مانعی در راه خواسته های خویش بلکه به دلیل رسیدن به این نتیجه که سیاست های استارک شرافت او را لکه دار کرده و زندگی ساده اش را به پلیدی های میدان سیاست آلوده است او را به گلوله می بندد.
در حقیقت فیلم "همه مردان دلیر" حامل این پیام برای مخاطب است که:"{تیر خلاص پوپولیسم مردم فریبانه نه از زیر پالتوی مخالفان این سیاست ها (که بعضا رقیبان سیاسی و گاهی دلسوزان کشور و مردم هستند) بلکه اتفاقا از میانه شعارهای بی پشتوانه و مردم فریب به در آمده و بر قلب سیاست مداران حامل این سیاست ها فرود می آید.بنابراین با توجه به خاستگاه اصلی این حادثه (پایان کار سیاستمداران پوپولیست) لزوما نباید گلوله ای و اسلحه ای و مرگی را در بستر خویش بپرورد چراکه شعار همیشه به گلوله ختم نمی شود اما این فریب بی پشتوانه عاقبت شعار دهنده را به شکلی دیگر نابود خواهد کرد.عاقبت استارک است که ناخودآگاه چنین نتیجه ای را بر ذهن مخاطب تحمیل می کند.
حال سوال اینجاست: وقتی عاقبت ویلی استارک با آن شروع صادقانه اینچنین می شود که مرگ خویش را در میانه طرح دوار داوینچی در ساختمان مجلس نمایندگان به نظاره نشیند، سرنوشت کسان دیگری که با سوار شدن بر امواج پوپولیسم ره صدساله سیاست را یک شبه طی کرده اند چگونه خواهد بود.کسانی که حتی در وجود شروعی همانند استارک در کارنامه شان نیز تردید جدی وجود دارد.

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 16:46 | | لینک به این مطلب