![]()
هر چه گفتیم و نوشتیم که طرح امنیت اجتماعی دروغ بزرگی بیش نیست کسی گوش نداد.هر چه گفتیم تصویر در ماشین انداختن دخترکان شهرمان در الگانس های بیت المال و بردنشان به ناکجاآباد، ساخته و پرداخته ذهن بیمار ضد انقلاب و براندازان نرم و سخت و ... نیست گوش کسی بدهکار نشد.
نشنیدند،تا دیدند آن چه را که نباید مردمان... میدان هفت تیر و اتفاقاتی که دیروز (یکشنبه) در آن افتاد نمایشی بود از آن چه امنیت اجتماعی بر سر ایرانیان می آورد.وقتی تا امروز فکر می کردیم به اینکه کسانی که به نام اراذل و اوباش آفتابه به دهان و خر سوار در خیابان ها گردانده می شوند،قرار است پس از پایان دوران محکومیت به چه موجودات ضد اجتماعی خطرناک تری تبدیل شوند،گمان نمی بردیم که این طرح ضدعقلانی می تواند چه تبعاتی را در میان خود ماموران پلیس به بار بیاورد.وقتی با صورت پوشیده و شبانه بی ترس از عواقب کار،گنده لات های محل را بر خر سوار می کنی و آنان را در میان محله شان به زیر مشت و لگد و باتوم می گیری،باید هم در روز روشن بدون نقاب این بلاها را سر دختران بی دفاع مملکتم بیاوری...
سردار رادان! سردار احمدی مقدم! این عاقبت اعطای اختیارات بی حد و حصر به مامورین زیر دست شماست.به این عکس با دقت بنگرید و بیاندیشید.تصویر مرگ انسان را خواهید دید.صدای خرد شدن استخوان های انسانیت را زیر چکمه های طرح امنیت اجتماعی تان خواهید شنید،اگر کمی،تنها کمی انسان باشید.
فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش:
«کنفدراسيون فوتبال آسيا به سه نامزد ميزباني جام ملت هاي آسيا در سال 2011 هشدار داده که بايد براي گرفتن جواز ميزباني اين رقابت ها «تضمين هاي لازم» را از دولت ها بگيرند. ايران، قطر و هند سه نامزد ميزباني جام ملت ها در سال 2011 هستند که بايد تا ششم مرداد (بيست و هشتم ژوئن) و يک روز پيش از برگزاري ديدار نهايي جام ملت هاي آسيا در سال 2007 منتظر باشند تا نام کشور پيروز مشخص شود.یکی از مهمترین موانع ميزباني ايران در رقابت هاي بين المللي از جمله مسابقات جام ملت هاي آسيا، مشکلات موجود براي ورود بانوان به ورزشگاه هاي فوتبال است...»
انتشار این خبر کافی بود تا مسئله ای که ماه هاست اتفاق تازه ای در رابطه با آن نیفتاده است، بار دیگر نقل مجالس شود.تماشای مسابقات فوتبال در ورزشگاهها به خودی خود موضوعی سیاسی تلقی نمی شود،اما زمانیکه مسئله حضور تماشاگران زن در میادین ورزشی و بطور مشخص فوتبال مطرح باشد،با بررسی پیشینه این موضوع،می توان رابطه غیرقابل کتمان آن را با سیاست به روشنی دریافت.اگرچه این مسئله از زمان حضور بی سابقه زنان در مراسم استقبال از بازیکنان تیم ملی پس از صعود به جام جهانی 98 فرانسه در استادیوم آزادی و چند سال پس از آن و به دنبال ناکام ماندن تلاش گروهی از آنان برای تماشای دیدار دوستانه تیم های ملی ایران و آلمان، در عرصه عمومی مطرح شد،اما بیستم خردادماه 1384 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود که این موضوع شکل جدی تری به خود گرفت.جایی که جمعی از فعالان حوزه زنان به همراه چند تن از هنرمندان و دختران علاقه مند به فوتبال،برای اولین بار توانستند پس از ساعت ها حضور و سماجت در مقابل درب غربی استادیوم آزادی،مجال ورود به استادیوم صدهزار نفری پایتخت را بیابند و تیم ملی کشورشان را برای حضور در جام جهانی فوتبال بدرقه کنند.اتفاقی که تا آن روز رویایی بیش نبود... .
در آن مقطع تحلیل های گوناگونی از این حادثه ارائه شد که هر کدام از منظری قابل تامل بودند؛از سویی برخی از فعالان حقوق زنان این اتفاق را ...
متن کامل
این روزها تعداد اخبار نگران کننده کم نیست.از قضایای کشدار دانشگاه امیرکبیر ، بازداشت ۶ تا از بچه های انجمن و نشریات دانشجویی و حمله انتظامات و حراست به دانشکده معدن و سالن مطالعه دانشجویان دختر،تا بازداشت زینب پیغمبرزاده و ماجرای تعرض معاون حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به یک دختر دانشجو که واکنش شدیدی در بین دانشجوها برانگیخت.
درهمه ی این ماجراها ردپای موجودی به اسم "حراست" به چشم می آید! گروهی از افراد که قاعدتا باید حقوق بگیرند تا امنیت را برقرار کنند اما...از قضا عوامل اصلی سلب امنیت مردم در جاهای مختلفی هستند که به نوعی حوزه استحفاظیه شان محسوب می شود...
کسی نیست که نداند حراست از دید دانشجوها نه افرادی مهربان که حافظ امنیت تان باشند،بلکه مردان و زنان بداخلاقی هستند که کلمه ای جز "محدودیت" را نمی توان با آنان مترادف کرد! گویی پوست و خونشان با گیر دادن به خلق ا... عجین شده است.
همینطور دختران عشق فوتبال... آنان از ماموران حراست سازمان تربیت بدنی که در مقابل درب استادیوم آزادی حاضرند چیزی در راستای دفاع از حریم و امنیت خویش نمی بینند...تازه اگر ضرب باتومشان نصیب نشود، شانس و اقبال یار بوده است!
در این مملکت گویی حراست معنایی متفاوت دارد از آنچه در فرهنگ واژگان آمده* است!
گویی معنای حراست اینجا رنگ باخته و مفهومی متفاوت از ذات خویش یافته است...
این روزها حراست را به یورش وحشیانه معنا می کنند...
به تعرض و تهدید معنا می کنند...
به تحدید و توهین معنا می کنند و ...
دریغ که هیچکس فریاد بر نمی آورد...حتی رییس مجلسی که به کوچکترین ایرادات ویرایشی در کلام نمایندگان خرده می گیرد و درصدد اصلاح آن بر می آید تا مبادا مبادا مبادا ! شنوندگان رادیو کلامی ناصحیح از دهان مبارک وکلای خویش بشنوند!!!
این روزها؛
وقتی می شنوم حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به دانشجویی تعرض کرده است...
وقتی می شنوم حراست دانشگاه امیرکبیر به سالن مطالعه دانشجویان حمله کرده است...
وقتی می شنوم پلیس امنیت (!) به تجمع صنفی معلمان و کارگران حمله کرده است...
وقتی می شنوم بسیج (!) مدعی ارزش ها برای رسیدن به غرایض و اهداف سیاسی به انتشار نشریات موهن به مقدسات اسلامی دست زده است!
و زمانیکه به یاد می آورم ماموران حراست سازمان تربیت بدنی را که به جای محافظت از دخترانی که علاقه مند بودند فوتبال را در استادیوم ها ببینند،آنان را به ضرب باتوم پذیرایی کردند...
بیشتر و بیشتر به این جمله معروف،ایمان می آورم که می گویند :
ایران گورستانِ مفاهیم است
* حراست : نگهداری. مواظبت. پاسداری. پاسبانی. حفاظت از امنیت
پ.نوشت: این روزها بحث ورود زنان به استادیوم ها در حال ورود به مرحله تازه یی است،گویا فدراسیون فوتبال ایران برای اینکه بتواند میزبانی جام ملت های آسیا را به دست آورد، باید تعهدات لازم را از دولت متبوع اخذ کند.یکی از این تعهدات "صدور اجازه ورود تماشاگران زن به استادیوم های فوتبال" است.به گمانم بچه هایی که در این زمینه فعالند (و ازجمله خودم!) باید یه تکونی به خودمون بدیم...فرصت بسیار خوبیه اما وقت زیادی هم نداریم...
اصل خبر را در بی بی سی بخوانید
و یک گزارش در همین زمینه در روزنامه اعتماد
و اظهارات صفایی فراهانی رییس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال


