تبليغاتX
اوهـام - نفیسه و حجت را آزاد کنید
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385
کمپین رهایی فعالان جنبش زنان از زندان

کمپین رهایی فعالان جنبش زنان / امضا کنید!

تصاویر بازداشت شدگان صبح امروز

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 23:59 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385
درآستانه روز جهانی زن ؛ بازداشت دهها تن از فعالان جنبش زنان

دستکم ۳۶ نفر از فعالان جنبش زنان در برابر دادگاه انقلاب بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار ادوار نیوز تجمع آرام فعالین جنبش زنان در برابر دادگاه انقلاب در اعتراض به فشارهای امنیتی وارده و احضار های متعدد این فعالان که از ساعت ۳۰/۸ صبح امروز آغاز شده بود، با حمله پلیس امنیت و بازداشت ۳۶نفر به خشونت کشیده شد. در حال حاضر بازداشت شدگان در دو گروه ۱۸ نفره و در دو دستگاه مینی بوس هایس، در برابر اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی نیروی انتظامی (ساختمان وزرا) هستند. ماموران پلیس بازداشت شدگان را ابتدا به مقر پلیس امنیت تهران در میدان عشرت آباد برده اند.
برخی منابع خبری جنبش زنان خبر می دهند :ماموران سر ناهید جعفری  یکی از بازداشت شدگان رابه در مینی بوس کوبیده اند که در نتیجه این ضرب و شتم، دندان های ناهید جعفری شکسته است و ماموران از بردن وی به اورژانس امتناع می کنند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز اسامی تعدادی از بازداشت شدگان به شرح زیر است:
آسیه امینی ، ژیلا بنی یعقوب،محبوبه عباسقلی زاده، محبوبه حسین زاده ، سارا لقمانی، زارا امجدیان، مریم حسین خواه، جلوه جواهری، نیلوفر گلکار، پرستو دوکوهکی ، زینب پیغمبر زاده، مریم میرزا ، ساغر لقایی ، خدیجه مقدم، ساقی لقایی ، ناهید کشاورز، مهناز محمدی، نسرین افضلی ، طلعت تقی نیا، فخری شادفر، مریم شادفر، الناز انصاری، فاطمه گوارایی، آزاده فرقانی ،سمیه فرید، مینو مرتاضی، سارا ایمانیان ، ناهید جعفری، سوسن طهماسبی، پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی و شهلا انتصاری

همچنین شادی صدر فعال جنبش زنان و وکیل مدافع شهلا انتصاری نیز در میان بازداشت شدگان قرار دارد.


دادگاه داوودي مهاجر، احمدي، اردلان، انتصاري و طهماسبی برگزار شد /ایلنا

دستگيري گسترده زنان در برابر دادگاه انقلاب/ فهیمه خضرحیدری

بازداشت گسترده زنان در آستانه روز جهانی زن/مریم شبانی + کلی لینک تازه

بازداشت بيش از 40 تن از فعالين حقوق زنان/خبر روزنا

حالی درون پرده بسی فتنه ها می رود.../ایمان پاک نهاد

بازداشت زنان در مقابل دادگاه انقلاب/نفیسه زارع کهن

بازداشت 27 تن از فعالان زن /هنوز

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 12:58 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دهم اسفند 1385
آه اگر عکاس یا قاضی چشم می پوشیدند...
یادداشتم درباره احمد باطبی و شهرام جزایری در شماره امروز کارگزاران:

 

جست وجوی عدالت در دو قاب
 

آه اگر عکاس یا قاضی،چشم می پوشیدند...

 

احمد باطبیشهرام جزایری

 

تصویر اول

 

جوانی حدودا 30 ساله با چهره ای بشاش و سرزنده که از میان دو مامور به دوربین عکاس لبخند می زند و با وجود آنکه گفته می شود پنج سال را در حبس گذرانده، اما هنوز در اعماق نگاهش برق غریبی می درخشد و اثری از درد و رنج در چهره اش نمایان نیست. با لباس سراسر مشکی ست شده و مرتب در دادگاه حاضر می شود و با صلابت از خود دفاع می کند.اتهامات را نمی پذیرد و در عوض مرتب از افرادی سخن می راند که به گفته او مرتکب جرایمی به مراتب بدتر از آنچه به آن متهم است شده اند، اما چون به مانند او تنها نیستند و به جریان های صاحب نفوذ متصلند از ترازوی عدالت در امان مانده اند. او در برابر خبرنگاران که قرار می گیرد شوخ طبعی می کند و وقتی یکی از آنان می پرسد؛ آیا امکان فرار شما وجود ندارد؟ با لحنی تمسخرآمیز پاسخ می دهد؛ «فرار کار تبهکاران و سارقان است، من که خود مسروقم!» و اینچنین شاید تلاش می کند مظلومیت خویش را به رخ کشد.

 

و سرانجام چندین روز بعد با میلیاردها تومان سرمایه (که به گفته سخنگوی قوه قضائیه با کسر بدهی ها بالغ بر 60 میلیارد تومان می شود)، به راحتی آب خوردن از دست ماموران محافظش می گریزد تا رئیس مجتمع قضائی ویژه مفاسد اقتصادی، پرونده اش را به نام کوچکش صدا بزند و به همین منوال برای میلیون ها بیننده رسانه ملی از ماجراهای شهرام (!) سخن بگوید. او حالا کجاست؟ کسی نمی داند...

 

تصویر دوم

 

این هم تصویر جوانی سی ساله است، با چهره ای تکیده و غمگین که در سن او کمی عجیب به نظر می رسد. در چشمانش جز درد و حسرت چیزی نیست. حسرت روزهای تباه شده در کنج تنهایی اتاق های کوچک در ذره ذره موها و محاسن ژولیده اش آشکار است. لحظه لحظه هشت سال گذشته اش را می توانی در نگاهش بخوانی و از بر کنی. او سخنی از اتهامش نمی راند و دفاعیه ای هم نمی خواند.

 

خبرنگاری هم نمی بیند تا به او بگوید «مسروق» است یا «سارق»! سرمایه ای هم ندارد تا آن را وثیقه رهایی موقتش کند و اینچنین فرصت مرهم نهادن بر درد جانکاه روح و جسمش را فراهم آورد. تمام حادثه زندگی او یک عکس بوده است و دستانی که بی هنگام برآمده و همچون رسانه ای عظیم، تصویرگر واقعه ای غیرقابل پیش بینی شده است. آنگونه که می گویند؛ او اکنون در کنج تنهایی خویش معدن انواع بیماری ها شده است. موردی مناسب برای تحقیقات ریز و درشت پزشکی...!

 

در تصویر اول با کسی روبه رو هستیم که متهم به اخلال در نظام اقتصادی کشور است. آن هم از طریق جابه جایی میلیاردها تومان سرمایه و پول، اما در تصویر دوم انسانی را می بینیم که جوانی اش تباه شده است. وی متهم به اقدام علیه امنیت ملی از طریق بالا بردن پیراهنی ست در میانه میدانی آمیخته از خشم و احساس و آشوب. اولی چهره نخست رسانه های دیداری، شنیداری و مکتوب است و دومی، در لابه لای خبرهای پیدا و پنهان و سایه روشن اخبار و زیر انبوه زمزمه های در گوشی این و آن، نفس نفس زنان گم می شود.

 

این دو تصویر است از دو انسان که اتفاقا هر دو اندکی بیش یا کمتر از سی سال پیش در این خاک به دنیا آمده اند؛ سوژه های دو تصویر خبری متفاوت. اولی اگر کمی ماموران مراقبش هوشیارتر بودند شاید اکنون همچنان در بند بود و به انتظار اجرای حکم و دیگری اگر در آن روزها عکاس بر قاب تصویرش چشم می بست و از خیر ثبتش می گذشت شاید امروز از بند رها بود.

 

هر چه که هست، دست تقدیر اینگونه رقم زده که یکی با خنده ا ی تمسخرآمیز متواری از ترازوی عدالت باشد و دیگری هر نیمه شب در رویای چشم بستن عکاس بر تصویر جوانکی پیراهن به دست که می تواند جلد مجله اش را زینت بخش شود...شاید هم رویای شبانه او قاضی القضاتی است که بر تصویر قاب گرفته عکاس چشم می پوشد و شمارش زخم های جوانک سوژه عکس را پایان می بخشد.

 

اگر عدالت خفته در این سطور بیدار شود، آیا امیدی بر تعبیر رویای جوان داخل عکس خواهد بود؟!

نوشته شده توسط امید ایران مهر / افسانه توحیدی در 10:52 | | لینک به این مطلب