
قضیه دانشجوهای ستاره دار رو که یادتون نرفته...دانشجوهایی که به خاطر فعالیت های صنفی و سیاسی و عضویت در انجمن های اسلامی در طول دوره لیسانس –به رغم قبولی در آزمون سنجش– از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شدند.اوایل که این ماجرا مطرح شد،مسئولان وزارت علوم اساسا وجود این دانشجوها رو تکذیب می کردند...بعد از مدتی که گند قضیه دراومد وزیر علوم اعلام کرد این رویه مسبوق به سابقه بوده و هیچ ربطی به دولت نهم نداره! یه مدتی که گذشت،آقای وزیر کشف کردن که این دانشجوها دارای سوابق کیفری و اعمال منافی عفت بودن...(گرچه بعدا زاهدی این سخنان رو تکذیب کرد و اون رو جوسازی های سیاسی علیه دولت خواند...)
حالا بشنوید از شیرین کاری جدید آقای وزیر؛ امشب داشتم شبکه های سیما رو به عادت هر روزه بالا و پایین می کردم که برنامه "نگاه یک" توجهم رو جلب کرد...توی قاب تلویزیون نوشته بود:"او پیش از این رییس شورای شهر کرمان بوده...لیسانش ریاضی از دانشگاه باهنر کرمان و ... " متوجه شدم که میهمان برنامه محمدمهدی زاهدی؛وزیر علوم دولت نهمه...
برنامه شروع شد.احمدی – مجری برنامه - کلی سوال از آقای زاهدی پرسید تا اینکه نوبت به سوالات مردمی رسید.یکی از کسانی که از او خواسته شده بود سوالی از وزیر علوم بپرسه مقابل دوربین صداوسیما از دانشجویان ستاره دار و بازنشستگی اجباری اساتید گفت و در پاسخ به سوال خبرنگار که از او پرسید؛آیا به نظر شما در این موارد اجحافی صورت گرفته یا خیر،گفت:"بله،به هر حال نمیشه از دانشجو انتظار داشت منفعل عمل کنه."
احمدی مجری تلویزیون با هیجان از وزیر پرسید:"آقای وزیر!این قضیه دانشجویان ستاره دار چیه؟بیشترین ستاره ای که تا به حال از طرف شما به دانشجوها تعلق گرفته چند تا بوده؟ دوتا!سه تا! ما تا چهارتاشو هم شنیدیم!!!" وزیر با نهایت اعتماد به نفس گفت:"خوب البته این مسئله اون طور که مطرح شده نبوده و البته این مسئله ایست که از دولت های قبلی بوده و چیز جدیدی نیست...و اگر می بینید خیلی این روزها سرو صدا کرده به خاطر یک سری مسائل سیاسیه!" زاهدی ادامه داد:"قضیه این طوریه که وقتی دانشجوها در مقطع کارشناسی ارشد قبول میشن،در مقابل اسم بعضی هاشون که سابقه احضار و محکومیت در کمیته های انضباطی رو دارن یه علامت میخوره که میتونه ستاره یا دایره باشه! برای اینکه به دانشجو یادآوری کنه شما یه بار رفتید کمیته انضباطی! تا این یادآوری باعث بشه خدای نکرده کاری نکنن که در دوره فوق دچار مشکل بشن!!! ،اون هایی هم که دو ستاره هستند به این معناست که پرونده گزینشی شون کامل نیست! و باید برن کاملش کنن!!!" در این لحظه احمدی پرسید:"یعنی دانشجوی سه ستاره نداریم؟"،وزیر گفت:"نه! به هیچ عنوان!"،احمدی دوباره پرسید:"یعنی ستاره دار شدن به معنی ممانعت از تحصیل نیست؟"وزیر گفت:"نه!"اما خودش ادامه داد:"همون موقع که من شنیدم این قضیه پیش اومده خودم دستور دادم که همه این دانشجوها ثبت نام بشن...!!!" مجری پرسید:"یعنی الآن هیچ دانشجویی نداریم که قبول شده باشه و ثبت نام نشده باشه؟" وزیر گفت:"نه!"
و به این ترتیب ماجرای دانشجویان ستاره داری که همچنان ثبت نام نشده باقی مانده اند و حتی یکی از نمایندگان مجلس هفتم (مشیری) هم وجود آنان را غیرقابل انکار خوانده بود،توسط وزیر علومی که مدعی است با مدیریت فازی وزارت خانه مطبوعش را اداره می کند (یعنی مسائل بسیار پیچیده را ساده و سپس حل می کند!)،ماستمالی شد!!!
فقط چند سوال باقی می ماند،که تنها دوتای آن ها را می پرسیم:
اول- اگر ستاره دار شدن به معنای ممانعت از تحصیل نیست،پس چه لزومی داشته که وزیر علوم شخصا دستور ثبت نام دانشجویان ستاره دار را بدهد؟
دوم – گروهی از دانشجویان که مدعی هستند با وجود قبولی در آزمون سنجش از ثبت نامشان ممانعت به عمل می آید و در آذرماه امسال مقابل مجلس تجمع کردند و حتی کارنامه هایشان بر روی شبکه اینترنت موجود است،به چه دلیل معترضند؟
آیا آقای زاهدی می خواهند بگویند این عده از دانشجویان، وهم و خیال چند روزنامه و سایت مخالف دولت مهرورزند یا شاید عوامل استکبار جهانی در سازمان سنجش نفوذ کرده و کارنامه های جعلی منتشر کرده اند؟!!!
آقای وزیر! شتر سواری دولا دولا تا کی؟ اگر رسما اعلام می کردید انقلاب فرهنگی دوم را آغاز کرده ایم،که سنگین تر بودید قربانت بروم! بس کنید لطفا!
نمیدونم آیا مدتی پیش خبر برگزاری نمایشگاه نقاشی های دل آرا دارابی زندانی محکوم به اعدام رو جایی خوندید یا نه...تو اون مقطع این قضیه کلی سر و صدا به پا کرد و مطالب زیادی در موردش نوشته شد که قابل تامل بود.دل آرا متهم بود که مهین دختر عموی پدرش رو به ضرب چاقو کشته...خود دل آرا هم یک بار به این قضیه اعتراف کرده بود ... اما بعدا اعلام کرد چون فکر می کرده به خاطر صغر سن (۱۷ سال) اعدام نمیشه تنها برای نجات دوستش امیرحسین این اعتراف رو انجام داده و حقیقت اینه که امیرحسین مهین رو به قتل رسونده...به هر حال خرمشاهی وکیل دل آرا هم با جمع آوری مدارکی از جمله اینکه دل آرا چپ دست بوده و با توجه به محل وارد آمدن ضربه چاقو نمی تونسته قاتل باشه نقض حکم اعدام رو از دیوان عالی گرفت.
اما چند روز قبل اعلام شد که حکم مجددا مورد تائید قرار گرفته و این بار دیوان عالی هم حکم رو تائید کرده...دیروز که داشتم روزنامه رو ورق می زدم خبری توجهم رو جلب کرد.
دو هنرمند مشهور تلاش خود را برای جلب رضایت اولیای دم پرونده دل آرا آغاز کردند.خبر از این قرار بود که پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا با سفر به رشت با خانواده مقتول ساعت ها گفتگو کرده اند تا رضایت خود را برای جلوگیری از اعدام دل آرا دختر ۱۹ ساله اعلام کنند.از نتیجه این تلاش ها خبری ندارم اما تلاش این دو هنرمند محبوب جای قدردانی داره و باید امیدوار بود به اینکه چنین حرکت هایی به نتیجه برسه ...
بالاخره جشنواره بیست و پنجم هم با اعلام اسامی برندگان سیمرغ های بلورینش به پایان رسید.اما نه به همین بی سر و صدایی...
مسعود ده نمکی که به نتایج داوری ها معترض بود،وقتی بالای سن اومد با تشویق مردمی روبرو شد که اولین فیلم بلند سینمایی شو با وجود ایراداتی که میشد به ساختار سینماییش وارد کرد،آنچنان پسندیده بودند که باعث شد "اخراجی ها" به همراه "سنتوری" داریوش مهرجویی در صدر لیست فیلم های محبوب تماشاگران قرار بگیرد.
اما مسعود ده نمکی چندان از داوری ها راضی نبود.او پس از اینکه توسط کاسه ساز،تهیه کننده اخراجی ها به روی سن فراخوانده شد گفت:"من نه مرغ مي خواهم نه سيمرغ، سينماي ايران مثل سياست آن شده است، سينماي ايران مثل انتخابات ايران شده، دراين مملکت همه نخبگان عقب تر ازعوام هستند ومن ديگر براي اين سينما فيلم نمي سازم. "ده نمکی سپس با تشکر از تمامی بازیگرانی که در "اخراجی ها" همراهش بودند،ادامه داد:"از همه بازيگرانم عذرخواهي مي کنم، شايد اگر در فيلم ديگري اين بازي ها را داشتند، مورد توجه قرار مي گرفت. يقين دارم در عالم هنر هم مانند سياست باند بازي حاکم است. حيف شد که بازي ها و زحمت هنرمندان اين فيلم ديده نشد."
بهرام رادان هم وقتی بالای سن رفت با تقدیر از محسن چاووشی خواننده موسیقی زیرزمینی که او در فیلم سنتوری روی صدایش لب زده بود اظهار امیدواری کرد،روزی فرا برسه که چیزی به نام سانسور وجود نداشته باشه.مازیار میری هم که در جلسه مطبوعاتی "پاداش سکوت" گفته بود: "اين جشنواره آبروي خود را برده است و من ديگر در بخش رقابتي آن شركت نخواهم كرد. حالا مي فهمم كه چرا بهمن فرمان آرا و رسول ملاقلي پور فيلم هاي خود را به اين جشنواره ندادند و پيش از جشنواره آنها را به اكران سپردند. "
گذشته از اعتراضاتی که به نتایج داوری ها شد اما بسیاری از جوایز به صاحبان اصلیش رسید.جوایزی مثل بهترین گریم که به حق به مهرداد میرکیانی اهدا شد برای خون بازی، یا جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن که همه اذعان داشتن که جز به باران کوثری نباید اهدا میشد.بازیگر نقش اول مرد هم که میشه گفت واقعا حق رادان بود.(اگر سنتوری و صحنه ی تشنج رادان در مرکز بازپروری رو دیده باشید،بدون شک حرف منو تایید می کنید.)
اما جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در میان اعتراض برخی از منتقدان هر دو به فیلم "روز سوم" ساخته محمدحسین لطیفی رسید که به موضع مربوط به سال های جنگ پرداخته بود.محمدحسین لطیفی که بعد از فیلم "سرعت" دیگه تو جشنواره حاضر نشده بود،موفق شد توی دومین حضور جشنواره ای خودش دو جایزه مهم رو به دست بیاره."روز سوم" با بازی پوریاپورسرخ و باران کوثری یکی از فیلم های محبوب امسال شد و این درحالی بود که منتقدین این فیلم معتقد بودن "روز سوم" مبلغ جنگه!
جشنواره امسال هم با همه ی خاطرات خوب و بدش... توی صف ایستادناش...فیلم دیدناش...کیف کردناش،حرص خوردناش... دوستی ها و نقد فیلمای توی صفاش... تموم شد.
اما تا یادم نرفته بگم که چندتا فیلم امسال خیلی خوب بودند:خون بازی بنی اعتماد، روز سوم لطیفی، اخراجی های ده نمکی،پاداش سکوت میری،سنتوری مهرجویی و اتوبوس شب پوراحمد به علاوه ی باز هم سیب داری؟ بایرام فضلی که هم موضوع قابل تاملی داشت،هم پر از رنگای زیبا و چشم نواز بود.
منتظر اکران همه شون هستیم...البته بدونِ سانسور...
اینم از جشنواره بیست و پنجم... به قول سروش صحت که توی "اعتماد" امروز نوشته بود:
خوش گذشت، ولی خدارو شکر که تموم شد!



